بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

بهار ۸۲
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

يكي را دوست ميدارم ولي افسوس ميداند

از اين رو او مرا ديگر به خود محرم نمي داند

به برگ گل نوشتم من كه او را دوست مي دارم

ولي افسوس از آن گل فقط خارش به چشم آمد

به او گفتم كه دلدارم به تندي گفت دل دارم

ولي افسوس كه اين دل تو را هرگز نمي خواهد

ز تلخي سخنهايش دلم هرگز نمي رنجد

كه هرچه از لب شيرين دلم چون قند مي داند