بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

مطمئنم می رسيم
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

بزار برات قصه بگم ، از ناله های بی کسیم

از اونایی که دیر می آن ، زود هم می رن مثل نسیم

از اونایی که باد دارند، مثل حباب می مونند

خودشون گلند و ما پیششون مثل خسیم

از اونایی که عشقشون تو کمون ابرو مُرد

همهی خیالشون چیزی نیست جز زر و سیم

اونایی که واسشون عشق فقط یه بازی بود

همشون مُقامر و شرطشون روی بسیم

بی خيال احمقا رو ، جهل پایوون نداره

بیا تا با هم بریم ، تویی که یاری و کسیم

نگو تنها می مونیم ، یار و یاور نداریم

من و تو و عشق و خدا واسه پرواز بسیم

نگو قدرت نداریم ، مییون راه می مونیم

اگه تو یاری بکنی ، مطمئنم می رسیم

========================

اشتباه کردی که روی من شرط بستی و اين وسط هردو ما رفاقتمون رو باختيم

ولی ای کاش پاکباز باشيم