بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

یکی باید بپرسه
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:
گذر نمی کند صبا زکوی ما و هم دریغ
نسیم هم عنایتی به کوی ما نمی کند
----------------------------------------------------------
این شعر قدیمی میگه که
برید از باغبون گل بپرسید چرا بلبل به صید گل نیومد؟

کاش یکی هم از گل بپرسه . . .

با اینکه دلم گرفته
دیگه دوست ندارم واسه گلم بخونم