بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

پدری پسر آبرو برده
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: زندگی ، طنز ، وصله کاری ادبی

سیب نیم‌گاز خورده

دوران قافیه را از شعر برده

درست مثله کودکان پدر مرده

همانند پدران ،پسر، آبرو برده

و یا آن مجنون که مدتی در هجر بسر برده

و حال می فهمد که لیلی بی او جان بدر نبرده

میخواهم بنویسم ماجرای سیب گازخورده

ولی افکارم کرم خورده

و من با یک تبسمی افسرده

مرگ را میخوانم

ولی از بخت من مرگ مرده