بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

به یاد بم
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:
موقع افطار داشتم با خرمای مضافتی بم افطار می کردم که این شعر به ذهنم برخورد کرد . . .

از تلخی آن حادثه سخت غم انگیز
شیرینی خرمای بم از یاد همه رفت

یادمون باشه موقع افطار برای گذشته ها هم دعا کنیم .
خصوصا اونایی که به خاطر بی مبالاتی های مسئولین از دست رفتند