بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

فحاشی
ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:
من یک فاحشه نیستم اما . . .
گناه عشق آنقدر فاحش است که حتي فاحشه ها هم به گونه ای دیگر در من می نگرند
فاش می گویم که عاشم
و فحش باد بر هر فاحشه زاده ای که مرا چون خود بداند

-----------------
به قول یکی از دانشجوهای شاعر کرمان :
من گفتمان فحش شد در کوچه و شهر شما
اسب از نجابت می رود ، وقتی سوارش می رود