بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

مادرم باکره نبود
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: عشق ، ازدواج

حیف

وقتی که من متولد شدم مادرم دیگر باکره نبود

قبل از تولد من بکارتش فدا شده بود

و  وقتی پدرم مرد

مادرم دیگر باکرکه نبود

تا دوباره ازدواج کند

مادرم پاک بود اما باکره نبود

ولی نتوانست ازدواج کند

اگر هم باکره بود نمی خواست ازدواج کند

چون هنوز عاشق پدرم بود

عشق هم عشق های قدیمقلب