بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

دروازه باز و بسته چه توفیر می کند؟
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر

روز گرسنگی سرمان را فروختیم

نان خواستیم ، خنجرمان را فروختیم

چون شمع نیم مُرده به سوسوی زیستن

پس مانده های پیکرمان را فروختیم

از ترس پیر کُش شدن ریشه ای کثیف

سر شاخهء تناورمان را فروختیم

غیرت نبود تا بزند پشت دست حرص

ما کودکانه باورمان را فروختیم

در چشم گرگ خیره مشو ای پدر که ما

پیراهن برادرمان را فروختیم

دروازه باز و بسته چه توفیر می کند؟

وقتی نگاه بر درمان را فروختیم.

 

(جوشایی)

----------------

از کپی کردن متنفرم

ولی بعضی اشعار باید همه جا کپی بشن تا همه حفظش کنند