بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

درد مشترک
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر ، ترانه ، عشق

این ترانه خیلی قشنگ تاجیکی ارزش بارها و بارها گوش کردن رو داره

باور ندارید از اینجا دانلود کنید و گوش کنید

و اما ترانه:

شهر خالی.جاده خالی/کوچه خالی.خانه خالی
جام خالی.سفره خالی/ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته/آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی/شاخه خالی لانه خالی

وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه ی دیدار میترسد
پنجه ی خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده ی هموارمیترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد

سازها بشکست و درد شاعران از حد گذشت
سال های انتظاری بر من و تو بر گذشت
آشنا نا آشنا شد/تا بلی گفتم بلا شد
گر یه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه ی ویرانه را بر سر زدم

آب از آبی نجنبید/خفته در خوابی نجنبید


شهر خالی.جاده خالی/کوچه خالی.خانه خالی
جام خالی.سفره خالی/ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته/آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی/شاخه خالی لانه خالی

وای از دنیا که یار از یار میترسد
غنچه های تشنه از گلزار میترسد
عاشق از آوازه ی دیدار میترسد
پنجه ی خنیاگران از تار میترسد
شهسوار از جاده ی هموارمیترسد
این طبیب از دیدن بیمار میترسد

چشمه ها خشکید و دریا خستگی را   دم گرفت
آسمان افسانه ی ما را به دست کم گرفت

جام ها جوشی ندارد/عشق آغوشی ندارد
برمن و بر ناله هایم/هیچ کس گوشی ندارد

شهر خالی.جاده خالی/کوچه خالی.خانه خالی
جام خالی.سفره خالی/ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته/آشنایان عندلیبان
باغ خالی باغچه خالی/شاخه خالی لانه خالی

باز آ تا کاروان رفته باز آید
باز آ تا دلبران ناز ناز آید
باز آ تامطرب و آهنگ و ساز آید
با گل افشانم.نگار دلنواز آید

باز آ تا بر دری ها  قصه اندازیم 
گل بی افشانیم و می در ساغر اندازیم.

------

راستی من متن رو از  وبلاگ زمستان زاد کپی کردم البته بی اجازه