بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

دروغ چرا؟
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

دروغ چرا ؟

باور كنيد بدون دروغ هم مي شه ازدواج

كرد

من نمي دونم چرا اينقدر امر ازدواج رو سختش مي كنند

من واسه اينكه ثابت كنم ازدواج به اين سختي هايي كه مي گن نيست دلمو زدم به دريا و

رفتم خاستگاري و براي اينكه حجت رو بر شما تموم كنم تنها رفتم تا خودم همه حرفاموو

بزنم

با يه دسته گل 500 تومني و يه جعبه شيريني رفتم در خونه عروس

اولش خيلي دست و پامو گم كرده بودم داشتم زهره ترك مي شدم ولي با اولين لبخند از

طرف پدر عروس نفسم بالا اومد و رفتم سراغ اصل مطلب

حالا از يه مشت سوال بي ربط كه خانواده ام كجا هستند و چرا با خانواده كه بگذريم مي

رسيم به بقيه سوالهاي بي ربط ديگه مثله ("پ" يعني پدر عروس . "م هم

يعني من  ") البته خيلي هاي ديگه هم سوالاتي كردند كه نه من حوصله نوشتن دارم

نه شما وقت خوندن والبته اگر شما اين كار منو كرديد ممكنه مادر عروس سوال پيچتون

كنه.

***************************

پ: كار ثابت ؟

م: عجب حرفي مي زنيد ها. كار ثابت!! كار ثابت يعني اينكه آدم جلو پيشرفت خودشو

بگيره كار بايد متغير باشه تا تا زندگي يكنواخت نباشه. اصلا واسه همين احساس

يكنواختي مي دونيد چه خانواده هايي از هم پاشيده. شما كه نمي خواهيد خداي ناكرده

كار دخترتون به طلاق بكشه

پ : كار غير ثابت ؟

م: حالا شد الام تو يه ساندويچي كار مي كنم . مي رم در خونه ها پيتزا تحويل

ميدم هر پيتزا هم يه پولي گيرم ميياد. ... خالا

پ : مدرك تحصيلي ؟

م : فوق ديپلم. يعني راستشو بخواهيد هنوز 3 واحد مونده تا بشم فوق ديپلم اين

استادمون نكه خيلي منو دوست داره به اين راحتي ها نمره به من نمي ده تا از پيشش نرم.

البته يه مشكل ديگه هم هست اينكه به خاطر اختشاش در دانشگاه ممكنه اخراج بشم ....

اصلا فرهنگ و تربيت خانوادگي هيچ ربطي به سطح تحصيلات نداره

پ: ماشين ؟

م : نه كه نتونم بخرم ولي به خاطره هواي شهر و البته سلامتي خودم . دو چرخه سوار مي

شم (پيش خودمون باشه يه دوچرخه غراضه كه البته مال داداشمه)

پ: خونه ؟

م : آقا ديگه مايوسم كردي اين همه خونه تو بم خراب شد مردم الام اونجا دارن از سرما

مي ميرند(خدا نكنه زبونتو گاز بگير اصلاح مي كنم مريض مي شن ) بعد شما به فكر خونه

خودتي. تو كز محنت ديگران بي غمي (كه نگام اوفتاد تو چهره مهربون!! پدرزن عزيزم و

وقت نشد اين بيت رو كامل كنم )

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خلاصه سرتون رو درد نيارم همه چيز به خوبي و خوشي

تموم شد

فقط يه مشكل كوچك به وجود اومد

من مجبور شدم دروغ بگم

باور كنيد چاره اي نبود

اجازه بديد اجازه بديد خواهش مي كنم توضيح ميدم اگه قانع نشديد اونوقت خوب مشكل از

شماست بريد پيش يك روانپزشك

من اون روز وقتي رسيدم خونه مجبور شدم به مادرم دروغي بگم كه كبودي زير چشمم به

خاطره زمين خوردنه

------------------

نتايج داستان

دروغ چيزه بدي است ولي بعضي وقتها مصلحت ايجاب مي كنه

براي سلامتي خود ورزش كنيم

آي سواره پياده رو سوار نمي كني به درك لااقل دود نكن تو چشش

و دو هزار نتيجه ديگه كه ممنون مي شم شما اظافه كنيد

يك نتيجه سه ستاره : شايد تو شما كسايي باشند كه

بتونند به تنهايي برند خاستگاري ولي وجود خانواده لازم نباشه شرط عقله