بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

سرما
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: زندگی ، اصول ، افشاگری

امروز هوا خیلی سرد بود

اینقدر سرد که خوابم ترک خورد ، شکست و من بیدار شدم

دوستی دستی به طرفم دراز کرد

دیدم دستش از جیب من گرم تره

به سرعت و بدون فکر دستش رو گرفتم

دستش گرم بود، کمک کرد تا دست من هم گرم بشه و بنویسم

امروز این شعر اخوان رو نقض کردم

" وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است"

امروز سرمای سخت سوزان باعث ایجاد و تقویت محب شد

و دیگر سر در گریبان نیست

=============================

این حرفا رو چرا زدم

میخوام این ضرب المثل معروف رو هم لغو کنم که میگه

عرب رو سیر نگه دار تا فرمان ببره ایرانی رو گشنه

گشنگی همون زمستونه و سرمای جان سوزش هست، همین مشکلاته، همین گرونیه، همین بی خانمانیه که البته تا یک جایی شاید مردم رو کنترل کنه و الان داره این کار رو میکنه

اما زمانی میرسه که مردم می‌بینند دست دوستشون از جیب خودشون گرم‌تره

اون وقت دیگه مردمی وجود ندارند که با ماهی 42 هزار تومن بشه ساکتشون کرد