بسیم یعنی کسی که همیشه تبسم به لب داره و یکی از صفت‌های پیامبری است که امتش را به تبسم دعوت می‌کرد

نه سیم دارم و نه زر. نسیم هم که رهگذر. کشیده‌ام به روی لب تبسمی تصنعی . زدم به سیم اخر و بسیم شد تخلصم

سهراب سپهری
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: شعر

این فریادی بود که یک ناشناس توی سایت کلوپ نوشته بود

صبر کن ای سهراب!قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم

خیلی بال بال زدم که کنار کسی که این فریاد رو میزنه بایستم و باهاش داد بزنم شاید صدامون به سهراب برسه
اما سهراب سپهری شد و با باد صبا رفت
و من هم دیگه دلیلی واسه ایستادن کنار کسی ندارم
پس بدون قایق دل به دریا میزنم
هرچند قایقی باید ساخت
اما فرصت نیست