دل دادگی

این شعر رو حتما همتون می شناسین
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید زهرکس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخواست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم رمیدیم

این یک بیت هم از شاعر ترسویی که از عشق فقط ادعا کردنش و شعر خوندنش رو بلده یعنی بسیم

دل نیست غباری که چو بنشست ، بریزد
در گوشه بامی که نشستیم، نشستیم

/ 2 نظر / 11 بازدید
ترلان

سال جديد ميلادی مبارک!