لالایی

از لابلای دفتری بی رنگ و بی ورق

می خواند مادری شعری را بی رمق

 لالا لالا لالایی

اینجا میان شهر پر از لاابالی است

اینجا تشعشع خورشید لالایی است

اینجا حقی به واضحی لااله الا الله 

لالایی است 

می گویی لا فتی و لا سیف می خوانند

لالا لالا لالایی 

 

«خون غزل تباه می شود» وه چه جمله ای

 یعنی که شعر من فقط یک تکه پاره است

این آخرین شعار شاعر شهر شما بود

 کز شاهرگ شعر ترش می ریخت

 

لالایی

او می خواست

        «شعرش شیپور باشد نه لالایی»

ولی . . .

 در شاه بیت شعر 

خودش هم به خواب رفت

لالا لالا لالایی       لالا لالا لالایی

--------------------- بسیم ----------------------

پی‌نوشت :

1- این شعر رو زمانی گفتم که همه خواب بودند... (دانشگاه بوعلی‌همدان. دانشکده ملایر)

2- عکس : رابرت مردی که دلش نمیخواد بزرگ بشه. خیلی به شخصیت من نزدیک هست.

/ 9 نظر / 14 بازدید
مهسا

سلام ... از طريق وبلاگ فرزانه اينجا رو پيدا کردم ... خيلی قشنگ بود ! اين شعر آخر رو می گم ( باقی رو فرصت نکردم بخونم ) ... موفق باشی ... ياحق

مهسا

دوباره که نگاه کردم از این جمله شما خیلی خوشم اومد ! « البته همیشه کلاغ رو تحویل میگیرم ولی فقظ تو زمستون که از تعلقات رها هستیم میشه عشق رو عریان دید. » موفق باشی ... یاحق

سحر

ولی . . . در شاه بیت شعر خودش هم به خواب رفت[ناراحت]عالی بود و غم ناک

گل گندم

سلام قالب شعرشونفهمیدم اما جالب بود. بخصوص از شخصیتتون خوشم اومد٪ [گل]

مصطفی

سلام حمید پیشنهاد می شود که این نوشته بسیم را با خط معلا و یا یک فونت دیگر بنویسی

goleyakh

می خوام با آهنگ صدام برات یه لالایی بگم یه قصه از من و تو و یه عشق رویایی بگم تو قصه فرهاد بشم برم به کوه بیستون اسمتو اونجا بزنم با قلمی به رنگ خون لالالالا گل بهار، چشماتو روی هم بذار از توی شهر قصه ها، برام یه دسته گل بیار شقایق و لاله و رز، که رنگ عاشقی باشه کنار اون، بنفشه و مریم و رازقی باشه لالالالا، سبد سبد گلای اطلسی و ناز یادت نره، دوست دارم باشه میون ما یه راز ممکنه دیو قصه ها، به ما حسادت بکنه بیاد میون من و تو، بخواد خیانت بکنه دیو اگه بین ما اومد، با هم هم آغوش می شیم از توی قصه می ریم و، براش فراموش می شیم می ریم تو شهر پریا؛ اونجا فقط یه رنگیه کی می تونه به من بگه، عاشق شدن چه رنگیه؟ این عشق پنهونی باشه، میون ما با پریا یواشکی و بی صدا، ساده و صاف و بی ریا وقتی هم آغوش شدیم، دست بکشم توی موهات شونه کنم تا خود صبح، کمون ناز ابروهات رو پلکای قشنگتو، برات نوازش می کنم پیشونی بلندتو، با بوسه نازش می کنم تو بوسه غرقت می کنم، تا جایی که دیوونه شی جایی بری که تا ابد، زندونی میخونه شی صد تا دوست دارم می گم با تیک تیک ثانیه ها هزار دفعه می بوسمت تا بگذرن دقیقه ها دقیقه ها می رن و تو خوابای رنگی می بین

نرگس

[ناراحت][ناراحت][ناراحت]