مگسی را کشتم

مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم.

----------------

هرکس شاعر این شعر رو میشناسه به من هم بگه

/ 8 نظر / 13 بازدید
مریم

همچین بیچاره هم نبوده شعرش قشنگ بود شاعرشو نمی شناسم[گل]

خودت

رزا

جالب بود منم نمیشناسم شاعرشو

نسترن

شعرش خیلی جالب بود.فکر کنم شاعرش زنده یاد حسین پناهی باشه

م .م . اثنی عشری

پاسخ به شعر مرحوم حسین پناهی ای که آن طفل مگس را کشتی با مگس کش زده یا انگشتی روزگاری پدرش برگردد بزند بر رخ تو یک مشتی آن زمان از ته دل داد زنی ای سیه دل تو که من را کشتی او بخندد به تو پرواز کنان و بگوید که بود این مشتی از دو صد ضربه ی خرواری من تو بودی بچه ی من را کشتی ؟ (سراینده : م .م . اثنی عشری -شاعر گمنام )

وفا

رون شاد حسین پناهی

علی

مرحوم حسین پناهی نویسنده این متن زیباست