سفیر عشق

مسلم ابن عقیل عزم سفر به کوفه نموده است و امام(ع) با او خداحافظی می‌کند.

امام(ع) کوفه را خوب می‌شناسد، می‌داند که کوفی و کوفه بی‌وفاست و می‌بیند که این وداع وداع آخر است.

اما لازم است تا سفیری برای ارسال پیغامی اعزام شود.

سلام بر حسین و سلام بر یاران حسین

مسجد کوفه جای شکستنمسلم ابن عقیل - سفیر عشق

فرق حیدر و یا عهد مسلم

شهر کوفه محل کشیدن

داغ مولا و یا جسم مسلم

دیگر از بی وفایی مگویید

او خودش کوفه را می‌شناسد

 

خون مسلم فقط نامه‌ای شد

سوی یاری ز یار غریبش

ای حبیبم بیا سوی میدان

چون جدا شد ز تن راس مسلم

دیگر از بی وفایی مگویید

او خودش کوفه را می‌شناسد

----------------------------------------------

پی نوشت :

این شعر رو شب اول محرم (شب حضرت مسلم) فی البداهه گفتم واسه همین فقط وزن دارد و مضمون. از این بابت معذرت میخوام ولی دلم نیومد که منتشر نشه.

/ 5 نظر / 12 بازدید
bahar

باسلام ودرودبرشمابااین شعرزیباتون لذت بردم یاحق هر جا که می‌روم ز غمت دیده پر نم است هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است عمری گریستم که موظف به گریه‌ام گر نُه فلک به گریه شود باز هم کم است ماه محرم تسلیت باد

bahar

باسلام وخسته نباشید تشکرمی کنم که وقت گذاشتید واین سروده بنده را خواندیدشاعرکه چه عرض کنم !ولی خوب گاه گاهی که دلتنگ میشم چیزهایی مینویسم که سبک بشم ازاینکه کمک کردید تا زیباتر بشه ممنونم دوست گرامی وبزرگواربازم بهم سربزنید وانتقادی داشتیدبهم بگید [گل]

اسمعیلی

انانکه عشق راسر بریدند ندانستند که عشق خود همان بریدن است. بریدن از تمام انچه نامش هیچ است . ورسیدن به تمام انچه نامش عشق است. ودرغایت وصلی است. از عشق به عشق ازنوربه خورشید از خون خدا به خدا

ندا(باران)

http://dl.bachehayeghalam.ir/media/sound/chashme-omid-2-32kb%28www.BGH.ir%29.mp3

جوانه

مسلم اول شه مردان علی عشق را سرمایه ایمان علی[گل]