سر صفحه

سلام به "شما"ی عزیز1

امروز داشتم دفتر خاطراتم رو ورق می‌زدممتفکر 

الان رسیدم به اونجایی که شدم سرصفحه تمام صفحات زندگیتقلب

 و من چقدر از این ارتقاء درجه خوشحال شدمبغل

امروز که دوباره به این صفحات نگاه می‌کنم می‌فهمم که :ابروتعجب


سرصفحه همیشه حاشیه محسوب می‌شهمنتظرعصبانی

همیشه...

 و من چقدر بچه‌گانه خوشحال شدمافسوس

قربان "شما" "تو"ی دیروز 

---------------------

پی‌نوشت :

1-  منظور از "شما"ی عزیز همان "تو"ی سابق می‌باشد. هر چند هیچ "تو"یی موردنظرم نیست اما منظورم شما هستیزبان ببخشید شما!!!!!!!!!!نیشخند

2- با توجه به مطلب بالا -  از این به بعد اسم "خدا" را باید گذاشت پس زمینه همه صفحات نه توی سرصفحه

/ 7 نظر / 28 بازدید
مصطفی

حمید جان با سلام اگر مرد و مردونه تمام لحظه لحظه های زندگیت رو نوشتی و سانسو ، مانسور نکردی بیار بزار تو اینترنت بلکه برو بچ آون ور آب یک فیلم توپ از توش درارن

نرگس

معمولا حاشیه از متن خیلی مهم تره ... و اونی که باید ، بهش توجه میکنه ! اصن به من چه ! [نیشخند][ابله]

مهدی

یعنی چی؟!

طنین

عجب ذهن خلاقی داری[لبخند] خیلی خوشم اومد جالب بود[گل] نه خسته دادا[نیشخند][گل]

حميدرضا اكبري

اينهمه نصيحت كردم آخرش كه نگاه مي‌كنم خودم هم خدا رو توي پاورقي آوردم[ناراحت] خدايا شرمنده البته شما هميشه كلمه كليدي هستي و كليد همه كلمات[قلب]

فتانه

عجبببببببببببببببببببب!!!! از ذهنت چی چیا تراوش میکنه پســــــــــــــــــــر!!!![متفکر] چشم حتما حواسم ازین به بعد جمع جمع......[چشمک] خوشم اومد، باریکلا[دست]

نازنین

همیشه بچگانه خوشحال میشویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم [رویا]